تبليغاتX
all things grow with LOVE

all things grow with LOVE

lIt's my life

دلمان خوش است ............

از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است

دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد

دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم

دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند

دلمان به این خوش می شود که زمین زیر پای ماست و آسمان هم ,

دلمان به قیافه خودمان توی آینه خوش می شود

یا به اینکه توی جیبمان یک دسته اسکناس داریم

دلمان به لباس نویی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنیم

یا وقتی که جشن تولدی برایمان می گیرند

یا زمانی که شاگرد اول می شویم

دلمان ساده خوش می شود به یک شاخه گل یا هدیه ای که می گیریم

یا به حرف های قشنگی که می شنویم

دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود

به تماشای تابلویی یا منظره ای یا غروبی یا فیلمی در سینما و شکستن تخمه ای

دلمان خوش می شود به اینکه روز تعطیلی را برویم کنار دریا و خوش بگذرانیم

مثلا با خنده های بی دلیل

یا سرمان را تکان بدهیم که حیف فلانی مرد یا گریه کنیم برای کسی

دلمان خوش می شود به تعریفی از خودمان و تمسخری برای دیگران

یا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اینکه عاشق شده ایم مثلا

دلمان خوش می شود به غرق شدن در رویاهای بی سرانجام

به خواندن شعر های عاشقانه و فرستادن نامه های فدایت شوم

دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هایی داغ

دلمان خوش است که همه چیز رو براه است

که همه دوستمان دارند

که ما خوبیم.

چقدر حقیریم ما....

چقدر ضعیفیم ما...

دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند , آه چه زیبا

و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند

دلمان خوش است به لذت های کوتاه ... به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند

به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود

با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم

دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک

دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی

و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود

چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را

روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد

دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها

دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی

دلمان به اینکه دکتر می گوید قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند

و اینکه می توانیم فوتبال تماشا کنیم و قرص نیتروگلیسیرین بخوریم

دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است

و زمان می گذرد


************ ********


حالا دلمان خوش می شود به گریه ای و فاتحه ای

به اینکه کسی برایمان خیرات بدهد و کسی و به یادمان اشک بریزد

ذوق می کنیم که کسی اسممان را بگوید

و یا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند

و فصل ها می گذرد

دلمان تنها به این خوش می شود که موشی یا کرمی از گوشت تنمان تغذیه کند

یا ریشه گیاهی ما را بمکد به ساقه گیاهی

دلمان خوش است به صدای عبور آدم هایی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند

روی قبر ما

و دلمان می شکند از لایه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند

و اینکه اسممان از یاد بچه ها رفته است

و زمان باز می گذرد


************ ********


دلمان خوش است به استخوان بودن

به هیچ بودن

به خاک بودن دلمان خوش است

به مورچه ها و موش ها و مارها


************ ********


ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود

مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند

ما اشرف مخلوقات عالم هستیم و چقدر خوش به حالمان می شود

ما خیلی خوبیم ... !

و من دلم خوش است به نوشتن همین چند جمله

و این است پایان سایه روشن...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 18:32  توسط کامران   | 

دکتر علی شریعتی....باتو.....بی تو.....


باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند 
باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند 
باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند 
باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند 
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند 
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد 

باتو، دریا با من مهربانی می کند 
باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند 
باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند 
باتو، من با بهار می رویم 
باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم 
باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم 
باتو، من در هر شکوفه می شکفم 
باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم،
در هر تندر فریاد شوق می کشم،
در حلقوم مرغان عاشق می خوانم
و در غلغل چشمه ها می خندم،
در نای جویباران زمزمه می کنم 
باتو، من در روح طبیعت پنهانم 
 
باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم 
باتو، من در خلوت این صحرا،
درغربت این سرزمین،
درسکوت این آسمان،
 در تنهایی این بی کسی،
 غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم،
 درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند
و اندام هر صخره مردی از خویشان من است
و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند
 و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من،
 شیرین ترین یادگارهای من اند. 
 
 
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم 
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند 
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند 
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند 
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد 
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند 
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند 

بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد 
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند 
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است 
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند 
بی تو، من با بهار می میرم 
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم 
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را
و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم. 
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم 
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم 
 
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم 
بی تو، من در خلوت این صحرا،
درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان،
 درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم
، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی
، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم. 
درختان هر کدام خاطره ی رنجی،
 شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته،
 کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک،
 تکرار دعوتی برای خفتن من ،
شاخه های غبار گرفته،
 باد خزانی خورده، پوک ،
 همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.


:: دکتر علی شریعتی ::
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 17:6  توسط کامران   | 

گاندي


  هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند

Rangarang Group


از نظر گاندي هفت مورد که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند عبارتند از:


1- ثروت ، بدون زحمت

2- لذت، بدون وجدان

3- دانش، بدون شخصيت

4- تجارت، بدون اخلاق

5- علم، بدون انسانيت

6- عبادت، بدون ايثار

7- سياست، بدون شرافت


اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر اين است که وي اين موارد را در جست و جوي خود براي يافتن ريشه هاي خشونت شناسايي کرد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 9:57  توسط کامران   |