تبليغاتX
all things grow with LOVE

all things grow with LOVE

lIt's my life

چرا انسان ها دوست دارند عاشق شوند ؟

چرا عاشق میشویم ؟ دلایلی که انسان ها دوست دارند عاشق شوند و عاشق نیز میشوند به ترتیب زیر میباشد :


1- تمام انسان های زمانی که به یک سن خاص میرسند ، تمایل دارند که عاشق شوند و کسی را فراتر از حد معمول دوست داشته باشند اما علت این کار در چیست ؟

علت این کار تا حدودی به هورمون های انسان های بستگی دارد زیرا زمانی که به سن خاصی میرسید فعالیت هوورمون ها نسبت به گذشته تفاوت دارد و فعالیت جدیدی را آغاز میکنند و البته لازم به ذکر است که این سن در تمام افراد یکسان نیست ، دز هر شخصی رسیدن به این سن خاص و شروع جدیدی برای هورمون ها متفاوت است .


2- تمام انسان های تمایل دارند با شخص دیگری جز پدرو مادر ، خواهر یا برادر خود ارتباط جدیدی را برقرار کنند بالخصوص با جنس مخالف خود .


3- از دید روان شناسی زمانی که انسان ها عاشق میشوند به این علت است که میخواهند ابراز وجود کنند ، ابراز استقلال خود ، ، اظهار کنند که ما نیز بزرگ شده ایم و میتوانیم کسی را دوست داشته باشیم ، معمولا تمام انسان ها اولین رابطه هایی که در دوران نامزدی خود داشته اند را هیچ گاه فراموش نمی کنند ، چون اولین مرتبه ای بوده که به دیگران ثابت کرده اند که ما دیکر یک خانم بالغ یا یک مرد بالغ شده اید .


مهم ترین علت روان شناسی که این رابطه را فراموش نمی کنید به این خاطر است که شما از دوران نوجوانی خارج شده اید ، وارد دنیای بزرگ سالان شده اید ، با یک شخص دیگر آشنا شده اید که او را هم مثل خود میبینید ، دو روح که از یکدیگر جدا هستند ولی به نظر شما هر دو روح بسیار به هم نزدیک شده اند ; بدین ترتیب شکوفه های علاقه ، عشق در دلتان و بین شما دو نفر به وحود میآید .


معمولا اولین رابطه های در دوران نامزدی بعد از مدتی با کمی مشکل مواجه میشود چون خانم یا آقا با کسی جز والدین خود رابطه ی محبت آمیز نداشته است ، گاهی در این رابطه ها به مشکل بر میخورند اما بعد از گذشت زمان و با کمی صبر و حوصله ، مشکلی که در رابطه ها وجود دارد حل خواهد شد ، این موضوع در بین زوج های جوان کاملا طبیعی میباشد ، اگر شما هم چنین مشگلی دارید اصلا جای نگرانی وجود ندارد .
گاهی بعضی از افراد دوست دارند عاشق شوند ولی چنین شرایطی برایشان پیش نمیآید، با اولین کسی که به آنها یک سخن محبت آمیز میزند دچار توهم میشوند که او عاشق آنها شده است ، این تفکر نشانه ای از یک کمبود در این انسان ها میباشد ، نگاهها ، صحبت های ، رفتار ها ، و .... همه ی چیز را در فرد مقابل به همان شیوه ای میبینند و میشنوند که دوست دارند ، حتی عقاید ، نظرات و رفتار های خود را به خاطر نامزدشان عوض میکنند و گاهی به دروغ نیز متوسل میشوند ;

تمام این کارها را انجام میدهند تا در برابر چشم او بالا تر روند ، شخص مقابلشان بیشتر عاشق آنها شود.


اما در علم روان شناسی این موضوع را به این ترتیب توضیح میدهند که این افراد برای گریز از خود ، شخصیت و هویتی که دارند ، دست به این اعمال میزنند و در واقع این افراد در یک خواب غفلت یا یک رویای کودکانه به سر میبرند و هنگامی که از این خواب بیدار میشوند دیگر فایده ای ندارد ، دوران نامزدیشان به هم خورده است ، اغلب این افراد بعد از قطع شدن رابطه نامزدیشان دچار بحران های شدید روحی میشوند و گاهی این بحران ها به حدی میرسد که خانم یا آقا دچار افسردگی های شدید میشوند .


رویا یا خوابی که برایتان توضیح دادیم دقیقا مصداق نوجوانانی است که منتظر و چشم به راه یک شاهزاده با اسب سفید هستند که از یک سرزمین دور به نزد آنها بیاید ، این دختر خانم های رویایی را با خودش ببرد تا ملکه سرزمین خود کند . آیا چنین شاهزاده ای وجود دارد ؟


مسلم است که این تفکر تنها یک رویا است که فقط هم محدود به دوران نوجوانی میباشد ، اما بعضی از افراد این رویا را با خود وارد دوران جوانی میکنند مانند افرادی که در بالا برایتان شرح دادیم ، این افراد دقیقا همان رویا های دوران نوجوانی خود را حفظ کرده اند ، و در همان رویاهای غوطه ور ند و از واقعیت های زندگی دور هستند .


بسیاری از افراد عاشق میشوند و به شخص دیگری دل میبندند زیرا دارای اعتماد به نفس پایینی هستند ، با عاشق شدن و محبت دیگری احساس میکنند که قدرت اعتماد به نفس شان بالاتر میرود ، بدون آن شخص قادر به زندگی کردن نخواهند بود و خود را بدون او تنها و بی تکیه گاه میبینند .
این افراد دارای شخصیت فوق العاده ضعیفی هستند زیرا به تنهایی قادر به زندگی کردن نیستند . این افراد برای اینکه همسرشان یا نامزدشان او را هم راهی کند هر کاری را که از او بخواهند انجام می
دهند حتی حاضرند شخصیت چندین ساله شان را زیر پا بگذارند ، تنها به این دلیل گاه احساس کنند عاشق یک نفر هستند . این افراد می
خواهند به هر قیمتی که شده است عاشق باشند اما

نکته ی مهم تر این است که نباید خواسته های خود را به آسانی و به هر قیمتی از بین ببرید .




+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 5:0  توسط کامران   | 

مردها از ازدواج و همسر آینده خود چه خواسته هایی دارند!

مردها از ازدواج چه دیدی دارند ؟؟


چه خانم‌هایی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند ؟؟



مردها فکر می‌کنند هنگامی که ازدواج می‌کنند از محیط تنهایی خودشان بیرون می‌آیند ، دیگر محیط امن تنهایی خود را نخواهند داشت و از این به بعد برای انجام هر کاری باید بدانند که دو نفر هستند .



باید در تمام کارها تقسیم مسئولیت داشته باشند ، مهم تر از همه باید نسبت به خانمی که با او ازدواج می‌کنند وفادار باشند .



اکنون صفاتی را که آقایان برای خانمی که می‌خواهند با او ازدواج کنند در نظر می‌گیرند را بررسی می‌کنیم :




1- اولین موردی که در رابطه با یک زن به دید یک مرد می‌آید زیبایی اوست . مردها در ابتدا تمایل دارند با کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند دارای ظاهری زیبا باشد . این زیبایی در آقایان با سن‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد .
بعضی از آقایان زیبایی صورت برای شان مهم است ، بعضی دیگر زیبایی تناسب‌اندام یک خانم و .... .



اما جالب است بدانید اولین موردی که در رابطه با یک مرد به دید یک خانم می‌آید وضع مالی آن آقاست .





2- بعد از زیبایی موضوعی که برای آقایان مهم است ، خانواده ی شخصی که در آینده قرار است همسر او باشد و البته رفتار ، منش ، طرز سخن گفتن در یک خانم نیز اهمیت دارد.


برای مدت طولانی تمام رفتار و گفتار خانمی را که کاندید ازدواج کرده‌اند مورد بررسی قرار می‌دهند . زیرا در حال حاضر آمار طلاق رشد صعودی دارد ، مسلما هیج کس تمایل ندارد که ازدواجش به طلاق بیانجامد اما هنگامی که تفاوت‌ها و اختلاف‌های شدت یابد راهی جز طلاق برای زوجین باقی نمی ماند .


به همین دلیل بسیاری از خانم‌هایی را که یک آقا برای ازدواج کاندید کرده است در این مرحله رد می‌شوند . معمولا وقتی که دخترها و پسرها در سنین نوجوانی به سر می‌برند تمایل زیادی برای ازدواج دارند ، هنگامی که با یک دختر یا پسر آشنا می‌شوند به نظرشان این شخص همسر آینده ی آنها می‌باشد .


اما این افکار تنها متعلق به دوره ی نوجوانی می‌باشد ، با رسیدن به دوره ی جوانی تصمیم ازدواج بسیار کاهش می‌یابد ، زیرا معیارهایی که در دوره ی نوجوانی مطرح بوده است تغییر می‌کند انتخاب‌ها سخت تر می‌شود ، دیگر فقط از روی احساسات تصمیم گیری نمی کنند بلکه در این مرحله ی منطق و عقل افراد است که تصمیمات را پیش می‌برد .



زیرا شخصی که قرار است همسر آینده آنها باشد ، باید مادر خوبی نیز برای بچه‌ها باشد . شما به عنوان یک خانم و همسر خانه باید قدرت لازم را داشته باشید که بتوانید مدیر مدبری برای اداره ی یک منزل باشید ، زیرا آقایان دوست دارند هنگامی که از محل کار به خانه باز می‌گردند ، در محیطی کاملا تمیز ، آرام قدم بگذارند .



محیط گرم خانه برای هر مردی به عنوان یک پناه گاه می‌باشد که بعد از یک روز کاری به آنجا باز می‌گردد تا با وجود همسرش آرامش خود را باز یابد .



* همیشه گفته می‌شود که مردان از لحاظ قدرت بدنی همسرانشان را در برابر وقایع بیرونی حمایت می‌کنند و زنان نیز مردان را از لحاظ قدرت روانی برای مقابله با رویدادهای خارجی تقویت می‌کنند . پس این که گفته می‌شود زن و مرد مکمل یکدیگر هستند به همین دلیل می‌باشد .



اگر یکی از مکمل‌های کم کاری کند مکمل دیگر به مرور زمان از بین خواهد رفت . موضوع دیگری که برای آقایان اهمیت دارد ، جنبه ی زناشویی یک ازدواج است ، زیرا آقایان تمایل دارند گه همسرشان نیز مانند آنها از روابط زناشویی لذت ببرد .



خانم‌ها باید به این مسئله نیز دقت کافی داشته باشند . آقایانی که در سنی بالاتر از 35 سال ازدواج می‌کنند ، معمولا این تفکر را دارند که همسرشان مانند فرزند آنها می‌باشد ، برای همین آنها از خانم‌های شان بیشتر و بهتر مسائل را درک می‌کنند .



شاید این مسئله پایه ای از مشکلاتی باشد که در افرادی که با سن بالا هستند منجربه طلاق می‌شود یا حتی مهم تر از آن افرادی که در سن‌های بالا هستند تمایلی برای ازدواج کردن و این که تشکیل خانواده بدهند ندارند .




اکنون به درصد مواردی می‌پردازیم که برای آقایان اهمیت دارد :




56% آقایان تمایل دارند که خانم‌های شان به صحبت‌های آنها با دقت گوش دهند . 39 % خانم‌های را علاوه بر دید همسری با نگاهی به عنوان یک مادر خوب نیز می‌نگرند . 68 % آقایان دوست دارند که خانم‌های شان عاشق آنها باشند .


+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 8:0  توسط کامران   | 

چگونه بهترین همسر را برای آینده انتخاب کنیم ؟

یلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید. خیـلی‌های دیـگرتان هم فکر می‌کنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید.
امـا خیـلی‌ها هم هستنـد کـه در رابـطه‌هایی به سر می‌برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر می‌کنند هر عشقی بهتر از بی عشق بودن است.



اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می‌خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.


کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

خیلی از آهنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می‌دهند. آنها شما را مجاب می‌کنند که باور کنید می‌توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است.
درست است، این اتفاق می‌افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون‌ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.



فرومون‌ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک dna خاص را کشف می‌کند، تولید می‌شوند. بدن ما این dna را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می‌کند.
اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون‌ها پدید می‌آید، فقط نشاندهنده یک چیز می‌تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می‌کنند می‌توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند،
یعنی ترکیب dna آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون‌ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می‌توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.


یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می‌کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید.
این کشش باعث می‌شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.


یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست.
اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می‌انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج‌ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می‌کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده‌اند باید با هم بمانند.


اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می‌شود.
اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود.

تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می‌خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم‌ها و آهنگ‌ها در مورد آن دیده و شنیده ام.



حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است

اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟

یکی از نشانه‌های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد.
وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می‌کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می‌کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می‌گویم به کمی کشش هم نیاز است
.
الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می‌دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می‌گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می‌گذرانید.


هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می‌شود.
در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می‌توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند.


یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد.
یک ضرب المثل است که می‌گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می‌کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می‌کنند و آخرسر می‌فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند. گرچه یعضی از زوج‌ها به مرور زمان یاد می‌گیرند که تفاوت‌های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش‌ها، مشغولیات و سرگرمی‌های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.


هیجان اولیه تفاوت‌های زیاد، سرانجام وقتی ماه‌ها تبدیل به سال‌ها می‌شوند رنگ و بوی خود را از دست می‌دهد و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می‌شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می‌کرد یا حداقل همیشه با حرف‌های شما مخالف نبود.
درنتیجه هر چه زمان جلوتر می‌رود شما وقت کمتری را با هم سپری می‌کنید و آخر کار محبور می‌شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.


وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می‌رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می‌مانید.
اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می‌کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می‌برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می‌توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می‌شود و همه باید از گلایه‌ها، دعواها، و جنجال‌های همیشگی شما در عذاب باشند.



صبر و گذشت نشانه‌های عشق واقعی هستند

وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی‌ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما شنان خواهد داد.
اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید.
اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج‌هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشند وقتی می‌فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده‌اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می‌شوند.


هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید.
ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن‌ها و گرفتن‌ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می‌کنید، همدیگر را ناز و نوازش می‌کنید یا به چشمان هم خیره می‌شوید؟


خودتان را در کنار همسرتان در ۲۰ سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می‌کند یا از تصور آن لبخند می‌زنید؟
اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می‌کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می‌آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.



دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است


عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می‌برید، پس او بهترین دوست شماست.
این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می‌برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می‌کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می‌کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می‌توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 6:30  توسط کامران   | 

چرا عاشق می‌شویم ؟

دلایلی که انسان ها دوست دارند عاشق شوند و عاشق نیز می‌شوند به ترتیب زیر می‌باشد :


1- تمام انسان های زمانی که به یک سن خاص می‌رسند ، تمایل دارند که عاشق شوند و کسی را فراتر از حد معمول دوست داشته باشند اما علت این کار در چیست ؟

علت این کار تا حدودی به هورمون های انسان های بستگی دارد زیرا زمانی که به سن خاصی می‌رسید فعالیت هوورمون ها نسبت به گذشته تفاوت دارد و فعالیت جدیدی را آغاز می‌کنند و البته لازم به ذکر است که این سن در تمام افراد یکسان نیست ، دز هر شخصی رسیدن به این سن خاص و شروع جدیدی برای هورمون ها متفاوت است .


2- تمام انسان های تمایل دارند با شخص دیگری جز پدرو مادر ، خواهر یا برادر خود ارتباط جدیدی را برقرار کنند بالخصوص با جنس مخالف خود .



3- از دید روان شناسی زمانی که انسان ها عاشق می‌شوند به این علت است که می‌خواهند ابراز وجود کنند ، ابراز استقلال خود ، ، اظهار کنند که ما نیز بزرگ شده ایم و می‌توانیم کسی را دوست داشته باشیم ، معمولا تمام انسان ها اولین رابطه هایی که در دوران نامزدی خود داشته اند را هیچ گاه فراموش نمی کنند ، چون اولین مرتبه ای بوده که به دیگران ثابت کرده اند که ما دیکر یک خانم بالغ یا یک مرد بالغ شده اید .


مهم ترین علت روان شناسی که این رابطه را فراموش نمی کنید به این خاطر است که شما از دوران نوجوانی خارج شده اید ، وارد دنیای بزرگ سالان شده اید ، با یک شخص دیگر آشنا شده اید که او را هم مثل خود می‌بینید ، دو روح که از یکدیگر جدا هستند ولی به نظر شما هر دو روح بسیار به هم نزدیک شده اند ; بدین ترتیب شکوفه های علاقه ، عشق در دلتان و بین شما دو نفر به وحود می‌آید .


معمولا اولین رابطه های در دوران نامزدی بعد از مدتی با کمی مشکل مواجه می‌شود چون خانم یا آقا با کسی جز والدین خود رابطه ی محبت آمیز نداشته است ، گاهی در این رابطه ها به مشکل بر می‌خورند اما بعد از گذشت زمان و با کمی صبر و حوصله ، مشکلی که در رابطه ها وجود دارد حل خواهد شد ، این موضوع در بین زوج های جوان کاملا طبیعی می‌باشد ، اگر شما هم چنین مشگلی دارید اصلا جای نگرانی وجود ندارد .


گاهی بعضی از افراد دوست دارند عاشق شوند ولی چنین شرایطی برایشان پیش نمی‌آید، با اولین کسی که به آنها یک سخن محبت آمیز می‌زند دچار توهم می‌شوند که او عاشق آنها شده است ، این تفکر نشانه ای از یک کمبود در این انسان ها می‌باشد ، نگاهها ، صحبت های ، رفتار ها ، و .... همه ی چیز را در فرد مقابل به همان شیوه ای می‌بینند و می‌شنوند که دوست دارند ، حتی عقاید ، نظرات و رفتار های خود را به خاطر نامزدشان عوض می‌کنند و گاهی به دروغ نیز متوسل می‌شوند ; تمام این کارها را انجام می‌دهند تا در برابر چشم او بالا تر روند ، شخص مقابلشان بیشتر عاشق آنها شود.


اما در علم روان شناسی این موضوع را به این ترتیب توضیح می‌دهند که این افراد برای گریز از خود ، شخصیت و هویتی که دارند ، دست به این اعمال می‌زنند و در واقع این افراد در یک خواب غفلت یا یک رویای کودکانه به سر می‌برند و هنگامی که از این خواب بیدار می‌شوند دیگر فایده ای ندارد ، دوران نامزدیشان به هم خورده است ، اغلب این افراد بعد از قطع شدن رابطه نامزدیشان دچار بحران های شدید روحی می‌شوند و گاهی این بحران ها به حدی می‌رسد که خانم یا آقا دچار افسردگی های شدید می‌شوند .


رویا یا خوابی که برایتان توضیح دادیم دقیقا مصداق نوجوانانی است که منتظر و چشم به راه یک شاهزاده با اسب سفید هستند که از یک سرزمین دور به نزد آنها بیاید ، این دختر خانم های رویایی را با خودش ببرد تا ملکه سرزمین خود کند . آیا چنین شاهزاده ای وجود دارد ؟


مسلم است که این تفکر تنها یک رویا است که فقط هم محدود به دوران نوجوانی می‌باشد ، اما بعضی از افراد این رویا را با خود وارد دوران جوانی می‌کنند مانند افرادی که در بالا برایتان شرح دادیم ، این افراد دقیقا همان رویا های دوران نوجوانی خود را حفظ کرده اند ، و در همان رویاهای غوطه ور ند و از واقعیت های زندگی دور هستند .


بسیاری از افراد عاشق می‌شوند و به شخص دیگری دل می‌بندند زیرا دارای اعتماد به نفس پایینی هستند ، با عاشق شدن و محبت دیگری احساس می‌کنند که قدرت اعتماد به نفس شان بالاتر می‌رود ، بدون آن شخص قادر به زندگی کردن نخواهند بود و خود را بدون او تنها و بی تکیه گاه می‌بینند .
این افراد دارای شخصیت فوق العاده ضعیفی هستند زیرا به تنهایی قادر به زندگی کردن نیستند .
این افراد برای اینکه همسرشان یا نامزدشان او را هم راهی کند هر کاری را که از او بخواهند انجام می‌دهند حتی حاضرند شخصیت چندین ساله شان را زیر پا بگذارند ، تنها به این دلیل گاه احساس کنند عاشق یک نفر هستند . این افراد می‌خواهند به هر قیمتی که شده است عاشق باشند اما نکته ی مهم تر این است که نباید خواسته های خود را به آسانی و به هر قیمتی از بین ببرید .
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 10:4  توسط کامران   | 

می‌خواهید ازدواج کنید؟


از میان همه تصمیماتی كه در زندگی خود می‌گیرید، فقط معدودی از آنها بسیار با اهمیت هستند، مثل انتخاب همسر كه می‌خواهید عمری با او زندگی كنید.



یك انتخاب اشتباه می‌تواند زندگیتان را تباه كند، باعث شود روز و شب را در نومیدی و ناكامی بسر برید، شما را افسرده یا نگران كند، یا در شرایطی قراردهد كه نه تنها سلامت روانی‌تان در خطر افتد بلكه سلامت جسمی تان هم تحلیل رود.

همین طور ممكن است وضع اقتصادیتان نابسامان شود یا شاید هم در معرض بد رفتاری‌های جسمی یا زبانی قرار گیرید،یا به‌عنوان همسری ناموفق درگیر مسائل فرزندی شوید كه به تنهایی باید از پس مشكلات او هم بر آیید.



پیامدهای یك انتخاب غلط و نارضایتی از زندگی زناشویی و یا حتی فرو پاشی آن، نه تنها زندگی شخصی خودتان را نابود می‌كند بلكه دود آن به چشم نسل بعدی كه از شما پامی‌گیرد هم خواهد رفت.



بنا بر این، با انتخاب درست و عاقلانه شریك زندگی خود، لطف و كمك بزرگی به‌خود می‌كنید. بله، شما نیازمند یادگیری برخی مهارت‌های ارتباطی پایه نظیر حل مسئله و رفع اختلافات هستید.



اما شما در عین حال، به همسری نیاز دارید كه در تمامی امورهمراهی و همدلی خوبی با شما داشته باشد و به‌اصطلاح یارغارتان باشد؛ یعنی با او احساس نزدیكی و یكدلی كنید.شما خانمها و آقایان جالب است كه بدانید در میان شاخه‌های مختلف علوم، علمی هم به نام علم یا دانش همسر گزینی وجود دارد.


روابط و مناسبات بین انسان‌ها، به ویژه همسران، پدیده‌هایی مرموز یا پر راز و رمز نیستند كه به‌دنبال درخشش جرقه‌ای جادویی وارد زندگی شما شوند، چیزی كه گاهی به آن كیمیای عشق هم می‌گویند و هیچ ارتباطی هم به داشتن یا نداشتن استعداد خاصی برای ایجاد یك پیوند ابدی ندارد.



عشق به هیچ وجه كور نیست. داشتن روابط سالم در زندگی مشترك، در واقع بر پایه عشق، اعتماد و اطمینان، تعهد، صمیمیت و تعلق خاطر به یكدیگر استوار است.



در آغاز با كسی كه قصد ازدواج با او را دارید ملاقات می‌كنید و مسلما او كسی است كه دوجانبه بودن چنین احساسی را به خوبی بروز می‌دهد. دكتر جان ون ایپ، روان شناس معتقد است كه به‌دنبال چنین ملاقاتی آنچه شما باید انجام دهید همگام شدن با جریان رشد و شكوفایی این صمیمیت است تا فرصت مطالعه و شناخت دیدگاه‌ها و رفتارهای آتی اورا داشته باشید.

این گام، عامل مهمی در ایجاد روابط موفق زندگی آتی شماست.



دكتر جان ون می‌گوید:با افزایش شناخت از شخص مورد علاقه تان، این شما هستید كه تشخیص می‌دهید آیا این شخص می‌تواند مورد اعتمادتان باشد یا نه.همین طور هم آیا امكان دارد همان كسی باشد كه در زندگی مشتركتان بتوانید به او تكیه كنید یا نه. به تدریج و با گذشت زمان، شما سطحی از تعهد و مسئولیت را به وجود می‌آورید.



و بالاخره این كه در یك رابطه عاشقانه است كه جاذبه روابط زناشویی و تماس‌های احساسی و عاطفی شما تعالی می‌یابند.در این جا، پنج عامل تعیین‌كننده ارائه می‌شود كه روابط شمارا استحكام و دوام می‌بخشند. مشكل این است كه این پنج عامل باید همزمان و هماهنگ رشد و تكامل یابند و شما در این كار باید از دل و جان مایه بگذارید.


بنابراین، هرگز اجازه ندهید كه یكی از این پنج عامل خیلی بیشتر از سایر عوامل در این مسیر روبه رشد جلو افتد. این پنج عامل عبارت اند از:




شناخت ، اعتماد، اتكاء، تعهد و در گیر شدن عواطف و احساسات.





دكتر جان ون می‌گوید: به هنگام رشد و اعتلای روابطتان، به منطقه سالم و امنی نیاز دارید كه در آن وارد شوید.

قانون اصلی برای ماندن در این منطقه سالم و امن، این است كه
هرگز اجازه ندهید كه یكی از این پنج عامل پیونددهنده پویا و فعال، رشدی فراتر از مرحله خاص خودش داشته باشد.



بنا بر این، هرگز نگذارید كه روابطتان فرا‌تر از میزان تعهد و وفاداری تان پیش رود و برای طرف مقابل خود هم حد و حدودی از تعهد و وفاداری قائل شوید كه به‌اصطلاح در حیطه اعتماد و اطمینانی كه به شما نشان می‌دهد بگنجد. از همسر خود به اندازه اعتمادی كه به او دارید، توقع داشته باشید ؛

یعنی به طرف مقابل خود به اندازه شناختی كه از او دارید اعتماد كنید.

دكتر جان‌ون‌در ادامه می‌گوید: اگر از این منطقه سالم و امن پا فراتر نهید، آن گاه به خاطر عشق و علاقه‌ای كه به شخص مورد علاقه تان دارید، دچار غفلت می‌شوید و مسائل و مشكلات بین خودتان را كم اهمیت خواهید شمرد.



آیا متوجه منظور من هستید؟ اگر قبل از شناخت كمی به او اعتماد كنید یا قبل از آن كه شناخت لازم و كافی از او به دست آورید یا میزان تعهدش را نسبت به‌خودتان سنجیده باشید وارد روابط بسیار نزدیكی با او شوید، آن گاه نا چار خواهید بود كه مشكلات بین خودتان را كوچك جلوه دهید یا نظر تان را در باره او تغییر دهید و به‌اصطلاح حرف خودتان را پس بگیرید و وارد مرحله‌ای شوید كه به نومیدی و دلسردی دائمی گرفتارمی شوید و متأسفانه زمانی متوجه خواهید شد انتخابتان یك اشتباه محض بوده كه دیگر خیلی دیر شده و كار از كار گذشته است.



رابطه، با شناخت شروع می‌شود و این شناخت شماست كه سایر عوامل مؤثر در روابط را تحت كنترل خود می‌گیرد.

شناخت شما از دیگری با وسیع‌تر شدن دامنه روابط و مناسبات متقابل و كسب تجارب مختلف از یكدیگر، به تدریج و به مرور زمان عمق بیشتری می‌یابد.



این نكته مهم است كه متوجه نحوه بر خورد كسی كه قرار است به عنوان همسرتان انتخاب كنید در موقعیت‌های مختلف باشید: مثلا اینكه رفتارش با دوستان، اعضای خانواده، روسای اداره‌اش، همكاران، غریبه‌ها و بچه‌ها چگونه است.



در جریان مطالعه و بررسی یكدیگر و كسب شناخت درست، پنج نكته بسیار مهم وجود دارد كه باید به آن‌ها توجه كرد:



1 - پیشینه خانوادگی و دوران بچگی


2 - رفتارها و فعا لیت‌های آگا هانه و پخته برخاسته از وجدان بیدار


3 - آ گاهی از درجه میزان سازگاری و انعطاف‌پذیری با لقوه خود


4 - ارائه نمونه‌هایی از دیگر الگوهای ارتباطی


5 - داشتن توان لازم در كار برد مهارت‌های ارتباطی با دیگران


این نكات به بهترین وجه شناخت لازم را از كسی كه می‌خواهید به همسری خود بر گزینید به شما می‌دهد. دكتر جان ون‌ تاكید می‌كند كه با استفاده از این روش‌ها می‌توانید هم به ندای قلب و احساس خود گوش دهید و هم پیرو عقل خود باشید.
+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 23:48  توسط کامران   | 

عشق حقیقی

چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد



گونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟ شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟

یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.

1- ارتباط
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟
نقاط قوت:
• شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
• شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
• در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.
نقاط ضعف :
• شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
• کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود.
• هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.

2- عشق
یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟
نقاط قوت:
• در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید.
• از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.
• صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
• از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
• جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.
نقاط ضعف:
• در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
• شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
• تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
• سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
• در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.

3- احترام
رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.
نقاط قوت:
• شما از عیوب شریک خود آگاه هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
• علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
• برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.
نقاط ضعف:
• در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید.
• شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
• شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
• شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.
از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 12:58  توسط کامران   | 

عشق در نگاه اول


عشق در نگاه اول

فکر کنم همه به طرز پنهانی، عشق در نگاه اول را باور داریم.

این عقیده که:«اگر عشق،عشق حقیقی باشد همان لحظه ی اول که او را ملاقات کردیم،

خواهیم دانست.» ممکن است انواع دیگری از عشق نیز وجود داشته باشند.

اما بر طبق این افسانه عشقی،«عشق حقیقی»عشقی است که مثل رعد و برق شما را ذوب کند.

برای نمونه وقتی یک فیلم رمانتیک را تماشا می کنید،

 این موضوع را ببینید،

 یا وقتی به یک آهنگ گوش می دهید،

 آن را می شنوید،

 و یا حتی وقتی مجرد هستید،

 درباره اش خیالبافی می کنید.
 
عشق در نگاه اول چیست؟

 
این چیست که وقتی شما کسی را برای اولین بارملاقات می کنید،

 تکانتان می دهد؟

اگر این عشق نیست،پس چیست؟




هوس در نگاه اول:


شما جاذبه جنسی خاصی نسبت به فردی از جنس مخالف در خود احساس می کنید

و سپس بسیار بیشتر از آن چیزی که عملاً وجود دارد، دچار عواطف و احساسات می شوید.

شما نه به این دلیل که عاشق شده اید، بلکه به این دلیل که تحریک شده ای

مدام به او فکر می کنید.

 جاذبه جنسی شدید به خصوص با کسی که با تصویر ذهنی شما از همسر مطلوب مطابقت

دارد،

به سادگی با عشق اشتباه گرفته می شود. 

خصوصاً اگر شما به دنبال یک اوج احساسی لحظه ای باشید،


اما این اوج احساسی یا«هوس در نگاه اول»غالباً به دنبال شکست رابطه،

 یک سرخوردگی را با خود به همراه خواهد آورد.

شیفتگی با تصویر آنها:

بعضی اوقات، وقتی به کسی علاقه مند می شوید،عاشق او نیستید،

بلکه عاشق تصویر او هستید:«چه قیافه ای دارد»؛

«چه کاره است»؛«چقدر پول دارد»؛

«چه ماشینی سوار می شود».

 شما از تمامی این چیزها در سرتان رویایی می سازید و ماهیت فرد را نادیده می گیرد:

«خواستگار من دکتر است!»

«نامزد من هیکلی فوق العاده دارد»
 
گذشته ازاین آیا ممکن است کسی را ملاقات کنید


و درهمان لحظه احساس کنید که او همسر مطلوب شماست و اشتباه نکرده باشید؟


 زوج هایی وجود دارند که سی سال با هم زندگی کرده اند

و می گویند که در همان ملاقات اول، می دانستند که همسر مطلوب خود را یافته اند.


 آیا این همان«عشق در نگاه اول» نبوده است؟

 دوست دارم این موضوع را اینطور تلقی کنم

 که آنها جاذبه ای قوی و ارتباطی روحی را تجربه کرده اند

که سپس آن را به رابطه ای قوی و موفق بدل ساخته اند.

آنان در نگاه اول وجود چیزی را در یکدیگر تشخیص داده اند،

 اما عشق حقیقی میان آن دو می بایست در طول سالیان شکل گرفته باشد.

واقیعت افسانه ی عشقی چنین است :

برای دلباختگی یک لحظه کافی است،اما«عشق حقیقی»به وقت نیاز دارد.

تصور کنید در یک شب سرد، در کلبه ای نشسته اید.

 می خواهید آتش روشن کنید تا خود را گرم کنید.

 برای این کار میان روزنامه و هیزم،حق انتخاب دارید.

 اگر درباره این کار تجربه کافی داشته باشید،پاسخ این سوال را می دانید:

روزنامه سریعتر می تواند شعله بزرگی درست کند،

اما سریعتر هم خاموش می شود.

هیزم ممکن است به مدت زمان طولانی تری نیاز داشته باشد تا شعله ور شود،

 اما به آرامی و یکنواخت می سوزد.

من بسیاری از مردم را دیده ام که به اشتباه در ابتدای روابط به دنبال همان شعله ناگهانی


هستند، به جای آن که به دنبال همسری باشند که بتواند

با او رابطه ای پردوام و محکم را بسازد، از جمله خودم!

نمی گویم که شما نمی توانید هر دو را داشته باشید،

همانطور که می توان هم روزنامه و هم هیزم را برای درست کردن آتش، استفاده کرد.

 اما اگر متوجه شده اید که مدام کسانی را انتخاب می کنید که برای شما نامناسب اند

 شاید بهتر باشد به دنبال«آقا یا خانم هیزم»بروید

 و از«خانم یا آقای باروت»بر حذر باشید.


اولین تأثیری که کسی بر ما می گذارد!

 کافی نیست تعیین کند آیا او می تواند همسری سالم ومهربان باشد.

 شما به تأثیرات دوم،سوم،چهارم و پنجم نیز نیاز دارید.


شما به وقت احتیاج دارید تا علاوه بر ظاهر فرد، ماهیت و شخصیت او را نیز کشف کنید.

باید به یاد داشته باشید که عاشق شدن ساده است،


اما ایجاد یک رابطه ی سالم،مستلزم کار سخت است


+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 19:20  توسط کامران   |